برای همیشه به یاد ماندنی، برای همیشه دلتنگ یادت همیشه با ماست، همیشه به یادت هستیم
از شیراز، به جهان
+ احیاگر فرهنگ
درباره علی
علی قورچیان استاد مشهور جهانی تیراندازی با کمان سنتی سوار بر اسب از ایران بود. او نه تنها یک رقیب، بلکه یک مورخ، یک صنعتگر و یک معلم بود که زندگی خود را وقف احیا و ترویج این هنر رزمی باستانی ایرانی کرد.
او بنیانگذار مدرسه تیراندازی با کمان سوار بر اسب پارسیان ("کمانگیران پارسیان") بود، سازمانی که به تمرین و آموزش این تکنیکهای تاریخی اختصاص داشت. اشتیاق او مسری بود و او به سراسر جهان سفر کرد تا دانش خود را به اشتراک بگذارد، در بالاترین سطوح به رقابت بپردازد و با کمانداران دیگری که در عشق او به این ورزش سهیم بودند، ارتباط برقرار کند.
رویکرد او عمیقاً ریشه در تاریخ داشت، مطالعه متون و نسخههای خطی باستانی برای بازسازی تکنیکهای اجدادش. او این دانش آکادمیک را با مهارت بدنی باورنکردنی ترکیب کرد و او را به چهرهای قدرتمند و مورد احترام در جامعه جهانی تیراندازی با کمان سوار بر اسب تبدیل کرد.
مشارکتها & دستاوردها
قهرمان جهانی
علی چندین بار قهرمان و مدالآور مسابقات جهانی تیراندازی با کمان سوار بر اسب (WHAC) در کره جنوبی بود و مهارت خود را در برابر بهترینهای جهان ثابت کرد.
بنیانگذار پیشگام
او بنیانگذار و رئیس انجمن تیراندازی با کمان سوار بر اسب ایران بود و با موفقیت آن را به عنوان عضو رسمی فدراسیون جهانی تیراندازی با کمان سوار بر اسب (WHAF) ثبت کرد.
استاد سبکها
مدالهای متعدد طلا، نقره و برنز در مسابقات بینالمللی مختلف در لهستان، مجارستان، ترکیه و فراتر از آن، با برتری در سبکهای گوناگونی مانند مسیرهای کرهای، لهستانی و قباخ (هدف روی تیرک).
معلم & مربی
او از طریق مدرسه پارسیان خود، شاگردان بیشماری را هم در ایران و هم در سطح بینالمللی آموزش داد و اطمینان حاصل کرد که تکنیکهایی که احیا کرده بود به نسل جدید منتقل میشود.
سفیر فرهنگی
او چیزی فراتر از یک ورزشکار بود، او سفیر تاریخ و فرهنگ ایران بود و زیبایی و اثربخشی سنتهای رزمی باستانی کشورش را در صحنه جهانی به نمایش میگذاشت.
سوابق مسابقات
مقام دوم - تک شات کرهای 2023
مقام اول - سبک مغول 2022
مقام سوم - مسیر لهستانی 2021
مقام اول - قباخ 2020
مقام دوم - مسیر اوراسیا 2019
مقام اول - برجزنی (قباخ) 2019
مقام اول - دبل شات کرهای 2018
مسیر طلایی لهستان 2017
تجربیات بازی با فناوری نوآورانه و عملکرد بینظیر.
مقام اول - سبک مغول 2016
برنز - تک شات کرهای 2015
داستان سوارکار: یک زندگی دگرگون شده
علی، که ریش خاکستری بلندش او را مسنتر از سنش نشان میدهد، در زندگی سابق خود استاد هنر در دانشگاه تهران بود. تا اینکه یک روز، او به اندازه کافی از این وضعیت خسته شد – به اندازه کافی از اینکه نمیتوانست وقت خود را به اشتیاقش برای اسبها و هنرهای رزمی ایرانی اختصاص دهد، به اندازه کافی از اینکه ساعتها در ترافیکهای پایتخت ایران مینشست.
علی پس از یادگیری سوارکاری در کودکی، آرزو داشت که بتواند هر روز سوار اسب شود و وقت خود را در طبیعت بگذراند. او سرانجام پس از سالها به تعویق انداختن رویاهایش، در سال ۲۰۱۴ تصمیم قاطعی گرفت و شهر، شغل، خانواده و دوستانش را ترک کرد تا در اصطبلهای دامنه کوههای البرز کار کند.
«وقتی تهران را ترک کردم، بسیاری از دوستانم مرا نادیده گرفتند. خانوادهام از من میخواستند که اسبها را رها کنم و به تهران برگردم تا یک زندگی عادی داشته باشم. زندگی جدید من برای آنها بسیار غیرمتعارف بود و آنها نمیتوانستند درک کنند که این موضوع چقدر برای من مهم است.
[…] اما اکنون من از همیشه به دوستان واقعیام نزدیکتر هستم. وقتی یکی از آنها مرا ‘برادر’ صدا میکند، میدانم که واقعاً منظورش همین است.»
در دامنههای این رشته کوه طولانی، که ارتفاع آن به بیش از ۵۶۰۰ متر میرسد، افراد ثروتمند تهرانی اسبهای خود را در این اصطبلها نگهداری میکنند – صرف نظر از اینکه سوارکاری بلد باشند یا نه. این به این دلیل است که در ایران، داشتن یک اسب اصیل عربی نشانه ثروت است، اما سوار شدن بر این اسبهای خونگرم با انرژی پر جنب و جوش و در عین حال عصبی، کاری نیست که هر سوارکاری از عهده آن برآید.
علی وظیفه دارد با کمک نیم دوجین کارمند، که بیشتر آنها اهل کشور همسایه، افغانستان هستند، از حدود چهل اسب مراقبت کند. او در ازای آن، غذا و مسکن دریافت میکند. به محض اینکه کارش تمام میشود، به سمت کوهها راه میافتد، گاهی اوقات برای چند روز متوالی. «این کوهها پادشاهی من هستند؛ سوار بر اسب! میتوانم به هر کجا که بخواهم بروم. برای من، اینگونه است که بیشترین بهره را از زندگی میبرم.»
او سحرگاه از خواب بیدار میشود و تمرینات خود را قبل از ساعت ۱۰ به پایان میرساند و سپس در ساعت ۵ بعد از ظهر دوباره سوار زین میشود.
هنگامی که خورشید در بالاترین نقطه خود قرار دارد و دما اغلب در تابستان از ۴۰ درجه سانتیگراد فراتر میرود، علی، مانند همه افراد دیگر در اینجا، در سایه درختان میوه چرت میزند. وزش باد خاک تیره و خشک را بلند میکند و آن را در ابرهایی از گرد و غبار به اطراف میچرخاند. نور درخشان باعث میشود احساس کنید که در یک نقاشی هستید، انگار که گرمای محو شده، مناظر و پوشش گیاهی را در جای خود منجمد کرده است.
اصطبلهایی که علی در آن کار میکند از چندین ساختمان بلند تشکیل شده است که در درون خود یک واحه کوچک را پنهان کردهاند. فقط صدای خش خش برگها روی درختان سکوت را میشکند. هر از گاهی، یک زردآلوی نارس از درخت خود میافتد و بر اثر دمای بالا به زمین میرسد. سایهای که توسط درختان اطراف ارائه میشود، امنترین شرط برای خنک ماندن در این گرمای شدید است.
خوشبختانه، شبها خنک است و غذایی که سرو میشود بسیار خوشمزه است. صبحانه شامل نانهای گرد بزرگ کنجدی، کره، عسل و میوههای تازه است که با چای سیاه داغ سرو میشود. وعدههای غذایی اغلب حول محور برنج همراه با بادمجان سرخ شده در سیر، سیخهای بره و ماست شیر بز میچرخند. یک لذت واقعی برای کام.
میراث ماندگار علی
میراث علی فقط در مدالهایی که به دست آورد نیست، بلکه در احیای جهانی هنری است که تقریباً به فراموشی سپرده شده بود. او دنیای مدرن را با شاعران جنگجوی ایران باستان پیوند داد و نسل جدیدی را برای برداشتن کمان بر اسب الهام بخشید. فداکاری، فروتنی و مهارت عمیق او، احترام و تحسین کمانداران از همه رشتهها و ملیتها را برانگیخت. جامعهای که او ساخت و دانشی که به اشتراک گذاشت، از طریق شاگردانش و ورزش پر جنب و جوشی که به شکلگیری آن کمک کرد، به زندگی خود ادامه خواهد داد.